خرید بک لینک
يکي از نفرت ‌انگيز‌ترين اعمال جهان، تلاش براي عوض کردن آدمي به آنچيزي است که ما مي‌خواهيم. مثلا تحت فشارش بگذاريم که برود وزن کم کند، پول در بياورد، برون ‌گرا باشد، هنرمند شود يا... با اين اقدامات گويي پيامي آشکار به وي مخابره مي‌کنيم که تو دوست‌ داشتني نيستي مگر اينکه آن جوري باشب که من مي‌خواهم. آدم‌ها را بخاطر همان چيزي که هستند بايد خواست و دوست داشت؛ يعني بين دوست نداشتن و دوست داشتن مشروطش، آن اولي اولويت است.فکر مي‌کنم روابطمان هم مثل آدم ها هستند؛ برابر تغيير مقاومت مي کنند، مي خواهند همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 21:36

یکی از نفرت انگیزترین اعمال جهان، تلاش برای عوض کردن آدمی به آنچیزی است که ما میخواهیم. مثلا تحت فشارش بگذاریم که برود وزن کم کند، پول در بیاورد، برون گرا باشد، هنرمند شود یا... با این اقدامات گویی پیامی آشکار به وی مخابره میکنیم که تو دوست داشتنی نیستی مگر اینکه آن جوری باشب که من میخواهم. آدمها را بخاطر همان چیزی که هستند باید خواست و دوست داشت؛ یعنی بین دوست نداشتن و دوست داشتن مشروطش، آن اولی اولویت است. فکر میکنم روابطمان هم مثل آدم ها هستند؛ برابر تغییر مقاومت می کنند، می خواهند همانطوری پذیرفته شوند که هستند و حضور مشروط را قبول نمیکنند. آدم یک رابطه را با همه مختصاتش، یا میپذیرد یا میآید از آن خارج میشود. تلاش مداوم برای تغییر ویژگیهای یک رابطه همان قدر غیر منصفانه است که تلاش برای تغییر آدم سر دیگر آن. پ.ن: نمیخواهم بگویم سیاست «همین است که هست» درست است؛ آدم ها مدام در حال تغییرند، که اگر تغییر نکنند یا تن به تغییر ندهند مرده و مردابی بیش نیستند، اما فرق است بین آدمی که تغییر کند تا کاملتر شود و آدمی که مجبور است تغییر کند تا دوست داشته شود. آن حالت اول در بطن خودش عشق دارد و امنیت و این حالت دوم پر از رنج است و ناامنی. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 14:38

کسی برای گریه... ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 10:57 عصر قبل از جلفا سوار شدم، بعد جلفا شروع کرد به اشک ریختن. مسافر کناریام، دخترکی که سمت راستم نشسته بود. تاکسی تاریک بود و نتوانستم چهرهاش را ببینم، فقط فهمیدم چشمهای درشتی دارد، بی صدا اشک میریخت و بعضی وقتها معلوم بود توان پنهان کردن هق هقش را ندارد... دلم میخواست دستم را بیاندازم دور شانه اش، سرش را بگذارم روی شانهام و بگویم ببین دختر جان حالا با خیال راحت گریه کن، بی هیچ حساب و کتاب و فکر و خیال بعدی، کنار آدمی که چند دقیقه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 11:3 عصر در بخشی از اودیسه هومر، که شرح بازگشت اولیس از تروا به زادگاهش ایتاکاست، اولیس و یارانش به جزیره ای میرسند که متعلق به سیرن هاست. سیرن ها موجوداتی نیمه زن و نیمه پرنده اند که صدای بینهایت زیبایی دارند و با آوازی مقاومت ناپذیر دریانوردان را به نزد خود فرا میخوانند چنانکه هیچکس تاب مقاومت در برابر این دعوت ندارد و هر کس هم به دیدار سیرن ها برود تکه تکه شده و توسط آنها خورده میشود. هر مردی که بدون آگاهی به جهان زنانه سفر کند عاقبتی بهتر از ملوان هایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

ارسالکننده : کیوان محمدی در : 98/2/18 11:4 عصر مردی که راهی سفر به جهان زنانه میشود با چند خطر بزرگ روبروست. اول اینکه مرد ممکن است به اجبار دست به سفر بزند، به این معنا که حس کند لازم است جهان زنانه را بشناسد ولی احترامی برای این جهان قائل نباشد، مردی که صرفا خودش را با جهان منطقی مردانه که در آن دستاوردها شرط پیدا کردن ارزش است تعریف میکند هرگز نمیتواند درک کند این که یک زن میتواند مدتها به دو عدد پنیر پیتزا خیره شود تا یکی از آنها را انتخاب کند یعنی چه و چه رنگین کمان وصف ناپذیری در ابن حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1399 ساعت: 9:36

عاشورا، نیازمند نجات از تحریف ارسالکننده : کیوان محمدی در : 96/7/11 4:3 صبح امام حسین (ع) و مسیر فکری عاشورا، توامان با تصویر زیبایی که در ادبیات و فرهنگ ما دارد، جلوه های زیبایی را با زبان و رفتارشان به تاریخ سپرده است که برای ما همان «چراغ هدایت» و یا «کشتی نجات» بوده، هست و خواهد بود. ایشان در ابتدای عزیمتشان، در وصیت نامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 10:42

هواي خانه خوب نيست.شايد چون حال من خوب نيست.چسبيده ام به آرزوهاي کوچکم که يکي يکي برآورده مي شوند و روزهايم مي گذرد.اما ديروز با خودم فکر مي کردم واقعا شادم؟شاد تر خواهم شد؟غم وجودم را که با خودم همه جا دارم مي برم.حتي وقتي تيپ لباس پوشيدنم را عوض مي کنم يا موبايلم را يا ارتقاء سمت مي گيرم و بعد از آن همه تلاش مي شوم دبير يک کميته در يک سازمان اصلاح طلب.اما يک جاي کار مي لنگد.شاد نيستم.مهمترين چيزي که نتوانستم تغييرش بدهم.و اين واقعيت خيلي تلخي ست.#کيوان_محمديادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 10:33

براي يک آدم معمولي مثل من خونسردي عجيب است؟نه نيستآدم معمولي ها هم بالا و پايين داشته اندقهر و آشتي داشته اندسرشان به سنگ خوردهمثل آن سنگي که چند سال پيش،فلاني انداخت جلوي پاي من!وقتي ميانه مان بهم خورد، يادم هست كه هرروز يكي بلاكم مي كردشنيده بودم كه به همه گفته يا من يا اينغصه ام شده بودبراي من كه حس مي كردم قرباني ام و خود اين ماجرا آزارم داده بود،پذيرفتن رفتارهاي بقيه غيرقابل تحمل بودحتي يادم هست به يكي شان پيام دادم كه چرا؟ طبيعتن او هم جز يك سري بهانه بي سر و ته مثل دستم خورد  و نمي دونم جوابي نداشتالان نمي فهمادامه مطلب

برچسب: sj sharks,sj earthquakes,sj mercury,sj gas,sj giants,sj library,sj craigslist,sj jung,sj surya,sj times, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:23

ميداني چند وقت است کسي دستم را نگرفته است؟از ان دست گرفتن هايي که نميخواهي دستش را ول کني ميداني چند وقت است کسي نگاهم نکرده؟از ان نگاه هايي که دل آدم هورري ميريزداز همان نگاه هايي که ديگر حرف هايم شنيده نميشود ميداني چند وقت است کسي به من نگفته است دوستت دارم؟از همان دوست دارم هايي که با ذوق مي ايدبا خوشي مي ايداز ان دوستت دارم هايي که به قول سعيد دل آدم غنج ميرودنه از ان من هم دوستت دارم هاي زورکي که پشت تلفن شنيده ميشود ميداني چند وقت است تنم شل نشده؟از ان شل شدن هايي که فقط با شنيدن يک صدا به وجود مي ايد،حالا هي تو تمرين تئاتر بکن،تنت را شل کادامه مطلب

برچسب: پسر ترشيده,وبلاگ پسر ترشيده,شعر پسر ترشيده, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:23

هنوز عادت نکرده ام به اين حرف که به هيچ چيز نبايد عادت کرد


پيش خودم فکر مي کنم اين من هستم که ثبات ندارم  اما مي بينم که دليل اين بي ثباتي تنها من نيستم


 


-چشم هايت را چرا بستي ؟


-مي ترسم از باز کردنشان،مي ترسم ببينم هست اني که نبايد و نيست اني که بايد


 


کات


#کيوان_محمدي

برچسب: به هیچ چیز علاقه ندارم,به هیچ چیز دل نبند,به هیچ چیز فکر نکردن,به هیچ چیز اعتقاد ندارم, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:23

گاهي وقت ها دانه انقدر سرگرم شکافتن پوسته زمين مي شود که ناگهان به خودش مي آيد و مي بيند آنور خاک استبدون انکه بفهمد کي و چگونه؟آن وقت است که با تمام وجودش غرق وارسي دنياي  تازه اش مي شود،مي خواهد بداند کيست؟چيست؟به کجا آمده؟براي من هم همين اتفاق افتادناگهان به خودم آمدم و ديدم وارد دنياي ديگري شده امآنوقت بود که ...امروز بايد بگويم يک زماني ان دانه ضمن شکافتن خاک آنقدر پير مي شود که وقتي به آنور خاک ميرسد،نه مي بيند،نه برايش مهم استو نه در اصل اهميتي دارد که براي چه به آنور خاک آمده است#کيوان_محمديادامه مطلب

برچسب: m,,l,0,meaning,mm,wyd meme,i,ok meme,k, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:22

وفاداري احساسي است که خود به خود بوجود مي آيد،


نه بايد منتي بر سر معشوق گذاشت و نه وظيفه اي براي عاشق،


صرفن يک حس است،


از آن حس هايي  که کامل و بالغ اند،


از آن بلوغهاي آرامش بخش،


و فقط شديدا نياز دارند که فهميده شوند،


اين بزرگترين پاداش يک موجود وفادار است


#کيوان_محمدي

برچسب: وفاداري سگ,وفاداري به همسر,وفاداري همسران,وفاداري دوست,وفاداري به عشق,وفاداري مشتري,وفاداري حضرت عباس,وفاداري سازماني,وفاداري به برند,وفاداري الكترونيكي, نویسنده: هلیا خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 1:22

صفحه بندی